عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
302
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
كه در آن معنى رود ، بر موجب آن كتاب رود . و مر عبد اللّه بن طاهر را رسمهاى نيكو بسيار است : يكى آنست كه به همه كارداران ( 158 ) نامه نوشت : « كه حجت بر گرفتم شما را ، تا از خواب بيدار شويد ! و از خيرگى بيرون آييد ، و صلاح خويش بجوييد ، و با برزگران ولايت مدارا كنيد ! و كشاورزى كه ضعيف گردد ، او را قوت دهيد ! و بجاى خويش باز آريذ ! كه خداى عز و جل از دستهاى ايشان طعام كرده است ، و از زبانهاى ايشان سلام كرده است ، و بيداد كردن بر ايشان حرام كرده است . و عبد اللّه بن طاهر گفتى : « كه علم بارزانى و نا ارزانى بيايد [ 1 ] داد ، كه علم خويشتن دارتر از آنست كه با ناارزانيان قرار كند . » و چون معتصم فرمان يافت ، واثق بخلافت بنشست ، و عهد خراسان سوى عبد اللّه فرستاد ، و عبد اللّه اندر خلافت واثق فرمان يافت در سنه ثلاثين و مأتين . طاهر بن عبد اللّه [ 2 ] پس واثق خراسان مر طاهر بن عبد اللّه را داد ، و كنيت طاهر ابو الطيب بود ، و ابو الطيب اندرين وقت بطبرستان بود ، به نيشاپور باز آمد ، و مصعب بن عبد اللّه را خليفه كرد ، و واثق بمرد اندر ذو الحجه سنه اثنى و ثلثين و مأتين . [ 3 ] و متوكل بخلافت بنشست ، و عهد خراسان ، سوى طاهر فرستاد . و چون يك چندى بر آمد متوكل را بكشتند ، و منتصر بخلافت بنشست ، [ 4 ] و عهد خراسان به طاهر فرستاد .
--> [ ( 1 - ) ] اصل : ببايد كه ن و ناظم هر دو ببايد طبع كردهاند . ب : بيايد ؟ كه صحيح آن ببايد داد باشد زيرا او ميگويد كه علم با ناارزانيان قرار نمىكند ، پس آن را بهر دو ببايد داد ، و اگر آن را نبايد بخوانيم ، معنى جمله مختل گردد . [ ( 2 - ) ] جاى اين عنوان در هر دو نسخه سپيد است . [ ( 3 - ) ] الواثق باللّه هارون 227 - 232 ه . [ ( 4 - ) ] متوكل از 232 ه . تا 247 ه . خليفه بود ، و منتصر روز چهار شنبه 4 شوال 247 ه . خليفه شد ، و 4 ربيع الآخر 248 ه . بمرد ( تاريخ يعقوبى 2 ر 493 ) .